من زینب... 150 لوز دالم!

مهمونام
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧
 

اینم عکس مهمونامه.ازسمت راست:سارا،یاسمن،زهرا،ملیکا


 
comment نظرات ()

 
تولد 1سالگی
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٧
 

سلام.با عرض پوزش از همه به دلیل تاخیر در به روز کردن وبلاگم.خودتون که بهتر میدونید. دم عیده و سر همه خیلی شلوغه.تازه ما هم سرگرم کارهای عید از قبیل خونه تکونی و اینجور چیزا بودیم،هم مشغول برگزاری مراسم تولد 1سالگی این جانب. بیچاره مامان که خیلی خسته شده بود.من 25اسفند1ساله شدم.ولی از اونجایی که روز میلاد پیامبر به دنیا اومدم،تولدم رو اون روز گرفتیم که 13 اسفند بود.من که اصلاً بهم خوش نگذشت چون خیلی خوابم می یومد و خسته شده بودم.به قول مامان تو همه عکسام قیافم نالست.تازه خونه تکونی هم بعداز تولد خیلی سخت و خسته کننده بود. من چند روز همش رو جاهای سفت بازی می کردم و پام درد گرفته بود. بالاخره همه چی به خیر و خوشی گذشت(الحمدلله).اصلاً من آخرشم نفهمیدم این همه دنگ و فنک واسه چی بود!؟1ساله شدم که شدم!عیده که عیده!....

اینم یه عکس از روز تولد!


 
comment نظرات ()