من زینب... 150 لوز دالم!

خوش اومدم
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱
 

شلام...

"آخه بچه تو رو چه به وب لاگ نوشتن!"

بابام میجه! میجه "بچه باش بچگی کن!" خجالت می چشم بهش بگم چن لوزه یه احساسای بدی دارم، برا همین دلم میگه بنویسم...

آخه ١۵٠ لوزگی واسه یه نوزاد خیلی سن مهمیه...

یکی از خاله هام یواچکی به مامانم میدف "بچه که می ره تو شیش ماه حب دنیا با شیر مادر میره تو جونش"!

حب دنیا نی دونم یعنی چی؟ اما می دونم که داره یه جوراییم می شه.

گفتم بنویسم که یادم نره، مشومیت از دست رفته ام!


 
comment نظرات ()