من زینب... 150 لوز دالم!

فرهنگ لغات زینب کوچولو -1
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

مناس:(مهناز)- اِزا:(رضا)- میمیا:(کیمیا)- اِدا:(ندا)- ایگی:(نگین)- باآیه:(بهاره)- بایاد:(فرهاد)- امینا:(محمد صالح)- بیس:(سیب)- دایی:(چایی،دایی)- می می (گربه)- مَ مَ:(شیر خوراکی،شیر حیوان،شیر آب)- آیه:(خاله)-عمی:(عمه)- ماس(پنیر،کره،ماست،بستنی،خامه)- موجز:(مورچه)- بجه:(پشه)_ یایا:(لالا)- گزا:(غذا)- آبو:(ابرو)- جِس:(چشم)- دَیا:(دهان)- آبیه:(آب میوه)- پاچ:(پارک)- اَیاد:(حیاط)- ماج:(ماچ)- اَس:(عکس)- ایللا:(قورباغه)-مِمِز:(قرمز)- بَنَس:(بنفش)- آجوش:(خرگوش)-ایس:(خیس)و...
عکسهای تولد 2سالگی:


 
comment نظرات ()

 
خاطره ای سرد
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢
 

سلام به همه عزیزان دوست داشتنی خودم.خداییش این دفعه دیگه غیبتمون غیبت کبری بود.خیلی وقته که خودم خدمت نرسیدم و گذاشتم این سعادت نصیب مامان بشه.عوضش  حالامی خوام تو این هوای گرم براتون یه خاطره ی سرد تعریف کنم. راستش چند وقت پیش یه چیزایی از آسمون  می ریخت پاییین که مامان خیلی ذوق کرده بود.یه چیزایی مثل اینکه آب و یخ و قاطی کرده باشن.مامان هی به بابا می گفت بریم پارک عکس بگیریم.خلاصه بابایی رو راضی کرد و رفتیم.رسیدیم به یه پارکی که همش از اونایی بود که از آسمون اومده بود.به قول بابایی خدا تو این مورد اِند خلاقیت بوده.امااااااااااا از شما چه پنهون من نه تنها از این خلاقیت سرد خوشم نیومده بود،بلکه خیلی هم از راه رفتن روی این اثر خلاقانه می ترسیدم و خیلی هم سردم شده بود.خلاصه کلی گریه کردم و به زور قربون صدقه های مامان وبازی های بابایی چند تا عکس گرفتیم. ولی من هنوز نفهمیدم چرا باید این پدیده ی عجیب و غریب رو دوست می داشتم ؟ واصلاً چرا باید توی هوای به اون سردی ما باید عکس می گرفتیم؟؟؟!!!!!

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()