من زینب... 150 لوز دالم!

روز مادر
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٤
 

سلام.روز مادر به همه ی مامانا مبارک.ببخشید که با یه روز تاخیر تبریک میگم.آخه دیروز همش مهمونی بودیم.این پست و مامان جونم ازم خواهش کرده که براتون بذاره.

مامان جونم:"مادر"!زیباترین و لطیف ترین واژه ی هستی.تا یکی دوسال پیش هروقت که روز مادر می رسیدو حرف از مادرو محبت های اون بود،یاد محبت های مادر می افتادم و اگه می تونستم هدیه ای هم واسه مادرم می خریدم.اما الان دوساله که محبت مادر ،رنجهای شیرین مادر، خستگی های دلپذیر مادر، دلواپسی های مادر و...رابا تمام وجودم حس میکنم.حسی که تا حالا نداشتم وبیشتر از گذشته مادرم رو می فهمم. 

دختر گلم!زینبم!دوستت دارم به اندازه تمام خواب های کودکانه ات و بیداری های مادرانه ام،دوستت دارم به اندازه تمامی خنده های شیرینت و گریه های دلواپسی ام،دوستت دارم به اندازه شیطنت های دلربایت و آرامش قلبی ام در کنارت،دوستت دارم به اندازه بی قراری های شبانه ات و خستگی های روزانه ام،دوستت دارم به اندازه داغی تبی که کردی و سوزش اشک هایم ،دوستت دارم به اندارزه ی یک دریا،یک دنیا،یک آسمان،به اندازه ی یک مادر.

مرسی مامان جونم.اینم یه عکس از 10ماهگیم.


 
comment نظرات ()