من زینب... 150 لوز دالم!

حادثه جدی تر از اون بود که...
نویسنده : زینب قهرمانی - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٩
 

سلام باید به اطلاع دوستداران و طرفداران این جانب برسونم که (چه از خود راضی!)حادثه ی پیش اومده جدی تر از این بود که ما فکر می کردیم.از اونجایی که این اتفاق عصر جمعه افتاد و از اونجایی که جمعه ها همه چیز و همه کس تعطیلند(حتی اموات) و ما مجبور شدیم بریم بیمارستان و از اونجایی که تو بیمارستان یه دکتر درست و حسابی نبود(با  پوزش از دکترای درست و حسابی) و از اونجایی که دکتری که منو ویزیت کرد دانشجوی پزشکی ای بیش نبود(اونم دانشگاه آزاد)،از روی عکس دست ما تشخیص نداد که دست بینوا و کوچولوی من ترک برداشته (من نمی دونم مگه دست دیواره که ترک برداره!؟)و از اونجایی که دست من همش درد می کرد و...بالاخره این شد که مبینید:

راستی این عکس بالا سمت چپ دست خودمه که دارم با انارا بازی می کنم.همین دستی که حالا...

 


 
comment نظرات ()