زینبم!دختر لطیف و صبورم!که صبوریت را همگان به نامت نسبت می دهند،ماه پرخیر رمضان رسید واین ماه را به روی ماهت تبریک می گویم.سه سال می شود که در رمضان هایمان هستی.گر چه دراولین سال حضورت،وجودت را در وجودم حس میکردم،تجربه ای که فراموش شدنی نیست.رمضان سال گذشته نیز ،تو 5 ماهه بودی .هیچ حرکت رونده ای نداشتی،پاهایت اسیر زنجیر ناتوانی بود و زبانت گرفتار قفل سکوت.حتی دستانت قادر نبودند "بای بای"کنند ویا حتی "دس دسی"کنند.نمی توانستی قهر کنی،ناز کنی،دلبری کنی،بوسه بر گونه ی مادر بزنی و ...امسال تو راه می روی،ناز می کنی،قهر می کنی و ...
راستش نمی دانم رمضان آینده چه کارهایی خواهی کرد ،اما من به امید رمضان های سال ها بعد نشسته ام.در آرزوی رمضان هایی که نماز خواندنت را ببینم،روزه گرفتنت را و مهمتر از همه پروایت از گناهان و آلودگی هارا.
تا رمضان امسال زنجیر ناتوانی از پاهایت گشودی و قفل سکوت از لبانت باز کردی و برای ما ناز کردی،و من آرزو می کنم که اسیر قفل و زنجیر گناه و معصیت نشوی و برای خدا ناز کنی و چقدر شیرین تر که خدا ناز آدم را بکشد که همانا من و پدرت جاودانه در کنار تو نخواهیم ماند.
و شاید این تنها آرزوی بزرگ من  باشد.
زینبم !زینبی باش! و زینب وار زندگی کن!

زینبم در 33 روزگی

زینبم در 40 روزگی

زینبم بازم  در 40 روزگی

زینبم در 47روزگی

زینبم در بازم 47روزگی

زینبم در 60روزگی

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله گل

خاله ای سلام امشب یکی از شبهاییه که احتمال داره شب قدر باشه ما رو دعا کنیا در مورد اینکه یک اسم منم زینبه باید بگم وقتی من تو دل مامانم بودم اما مامانم نمیدونسته یک شب خواب میبینن که مادر بزرگ مامانم که یک خانوم خیلی مهربونه سیدی هم بوده و تازه فوت ششده بوده منو تو حرم حضرت زینب میده به مامانم،فرداش مامانی خاله میرن دکتر منو میبینن ازونجایی مامانی خاله گل دلش میخواسته اسم منو بزاره زینب،اما چون شرایط خانوادگی اصلا برای گذاتن همچین اسمهایی رو به راه نبوده اسم منو میزارن گلریز اما هر بچه ای که به دنیا میاد پدرش اسمشو و تاریخ تولدش را پشت قرآن مینویسه اونجا اسم من را هم زینب نوشتن اینم قصه خاله

خاله گل

زینبی کلی مرسی که مامانو بوس کردی/اما امان از دست این خالت از روز تولدش هر چی زنگ میزنم نیستن البته حدس میزنم کجان اما خب اصلا فکر دل این خاله ای راه دورو نمیکنن اگه دیدیشون باز به مامانت بگو از قول خاله ای راه دور کلی ببوستشون تا خودم بیام تنبیهشون کنم [چشمک] راستی زینبی به مامان بابات بگو خیلی التماس دعا خیلی خیلی خیلی

khale bahar

khale fadat sham.azin be bad tu khabgah harshab internet daram mi2nam weblogekhoshgeleto baz konam [ماچ] jigareto age beduni cheghad delam vase un surate mahet tang shode!!!!!![ماچ][قلب]

khale bahar

rasti khale.man farda daram miam tehran.biam bebinam che atishayi suzundi[نیشخند]

khale vasat titraje ranginkamano ke dus dari gereftam:D

پسر آبی

به به سلام به رفقاي با مرام [متفکر]

خاله گل

خاله جان مثل اینکه شما کاملا ما روترک کردی مثل اینکه مواد مخدریم ماها همه ترکمون میکنن هاهاها خب بیایید دیگه چرا انقدر ناز میکنید بیایید آپ کنید دل ماهارم آب کنید

خاله گل

سلام زینبییییییییییییی کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که با مامانت قهرم خب اصلا فکرنمیکنه ما دلمون خیلی خیلی تنگه؟؟؟؟؟ خ

خاله گل

اینجا پی ام میزارمکه بگم سرمیزنیمااااااا اما شما غایبید البته از خاله و عمو نورچشمی جویای احوالات هستیم اما دلمان بسی تنگیده خوشحالیم برخی عکساتونو تو بلاگ خانواده نورچشمی دیدیم سعی کنید زودتر بیایید دیگهههههههههههه

محسن حدادی

با این همه عکس اگه سیر تکاملی رشد خواهر زینب رو به تصویر بکشین عالی میشه...