دستم خوب شد!

سلام عزیزان بنده!بالاخره دست کوچک این جانب بعد از سه هفته از چنگال اسارت این گچ لعنتی رهایی یافته و اکنون در سلامت کامل به سر می برد.خدا را شاکریم.

ادبیاتم عوض میشه:طفلکی مامان خسته شد بس که به این و اون توضیح داد که چه بلایی سر دستم اومده.مامان می گفت که حداقل به 100نفر جواب این سوالو داده که:"آخی دستش چی شده؟"شما فکر شو بکنید که من با دست گچ گرفته دوتا عروسی رفتم و یه مهمونی تو یه رستوران که خاله لیلا و عمو علیرضا هم اونجا بودند(تو مهمونییه)پارک و خیابون و همسایه ها و ...غیره بماند.

اما بگم از اره ای که باهاش گچمو بریدن.بردنم اتاق عمل همه چی سبز بود.مامان و بابا همش می ترسیدن که من نترسم.راستشو بخواین خودشون بیشتر از اون اتاقه ترسیده بودن.تازه خانم گچبر هم می ترسید که من نترسم.ولی ازقضا من به قدری به بریدن این گچ و اره ی مورد نظر علاقه نشون دادم و خندیدم که مامان و بابا تا چند روز واسه همه تعریف می کردن.

از امروز شاهد عکس های من از دوروزگی تا...خواهید بود.

زینب در دو روزگی

زینب در سه روزگی

زینب درچهار روزگی

زینب درپنج روزگی

زینب در هشت روزگی

/ 10 نظر / 19 بازدید
مامان محمدصالح

سلام فینگیلی جونم... خب، خدا رو شکر که آزاد شدی و باز هم خدا رو شکر که نترسیدی. تو دختر شجاعی هستی مثل اسم قشنگت. مگه نه خاله جونی؟ ولی از نوزادی ات فرم چهره ات رو حفظ کردیاااااااااااا! ان شاالله همیشه سلامت باشی خانوم کوچولو...زینب فینگیلو

مصطفی

سلام واقعاَ پله های تعالی رو با سرعت نور داری میری بالا. فکر کنم یه دو روز دیگه غزل میزاری چند هفته بعدش هم یه رساله ای ژایان نامه ای مینویسی. واقعاَ در تعجبم که چه سریع ادبات رو آموختی. همیشه در حال تعالی زی

خاله آزاده

سلام زینب نازنینم خدا را شکر که دستت را باز شد . مراقب خودت باش خیلی [گل] وای خاله چقدر عکاست نازه [قلب]

صابر

عالی عالی خوبه که خوب شدی عمو

عمو عباد و خاله

سلام عمویی ایشالا همیشه سلامت باشی به بابا و مامانت سلام برسون

مامان فرنازومبين

دختر نازی به بابایی سلام برسون بگو پس چی شد عکسای فرنازم من طاقتم تموم شده

مهنوش

خدا رو شکر که خوب شدی. خب معلومه هرکی میبینه میژرسه چی شده!!! اگه نپرسه که میگی چرا نپرسیده[شوخی][شوخی]

خاله بهار

خدا رو شکر خاله این عکسارو که می ذاری خاله رو یاد کوچولو بودنت میندازی خاله غش می کنهههههههههههههه جیگرتو[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

خاله حمیده

سلام زینب نازنین...اسمت چه آرامشی در بطن خودش داره[لبخند]چه ناز و دخترونه خوابیدی تو این عکسات فرشته ی کوچک...[خجالت] خدارو شکر که دستت خوب شد[قلب]، عیدت مبارک خاله جون...[گل] همیشه زینبی باشی انشالله گلم...

خاله بسی

سلام خاله خدا رو شکر که خوب شدی. قربونت برم